تبليغاتX
داستان کوتاه - نیم نگاهی بر مجموعه داستان مرغ ماهی خوار

نیم نگاهی بر مجموعه داستان مرغ ماهی خوار

نقد از سرکار خانم بتول سید حیدری :
در مجموعه داستان مرغ ماهی خوار با انسان هایی سر خورده روبرو می شویم، آدم هایی که با وجود زندگی در کنار یکدیگر از هم بیگانه هستند. نگاه هایشان را از هم می دزدند و از بودن در کنار یک دیگر لذت نمی برند. درکل سیر این مجموعه با احساس عدم امنیت عمیقی در میان شخصیت های قصه رو برو می شویم کسانی که تمایلات پرخاشگرانه و هزاران حرف های نا گفته ی خود را در پس چهره های به ظاهرآرام خود پنهان کرده اند که در مبحث روان شناسی بهداشت روانی، به یک نوع مکانیسم دفاع روانی که واکنش و ارونه است، هم خوانی می کنند. یکی از نکات بسیار بارز در کارهای کیانی استفاده از تعابیر بسیار زیباست که در روند داستان و تصویر سازی و فضا سازی بی تاثیر نبوده است« .بارون پخش شد و بر در ودیوارپنجره کوبید » یا« باغچه از بارون پر شد » و یا جمله ای که می توان به آن نسبت یک جمله ی داستانی را داد که در آن می توان حرکت را در کنار تصویر دید که در ایجاد یک فضای بسیار مناسب به داستان کمک نموده است« زن خیسی پیراهنش را تکاند » هر چند یک دستی این جملات را نباید فراموش کرد. آن قدر زیاد نیستند که بر جمله بندی داستان ها  لطمه وارد کنند و یا قصه ها را تحت پوشش خود قرار دهند. در بیشتر داستان های این مجموعه، حضور پر رنگ یا کم رنگ طبیعت را می بینید. گل های پشت پنجره و یا حرکت هوا، باد و یا باران یا قطرات آب را در قصه ها حس می کنید بی آنکه متن های داستان از حالت قصه بیرون بیاید و شبیه به قطعات ادبی شعر گونه گردد.
در این مجموعه هرچه داستان جلوتر می رود خواننده به یک شناخت می رسد. و تصاویر داستان برایش پر رنگ می شود. نویسنده قصه ها را در طی نوشتن با کمک خواننده سعی نموده پیش ببرد. در هیچ کجای داستان شما دخالت مستقیم نویسنده را نمی بینید فقط در یک جمله صفحه 41 در داستان زندان من « در نگاه های موذیانه اش هیچ رحم و شفقتی نیست » که این جمله در این پاراگراف کمی متن را سنگین نموده است و داستان از جنبه روانی بودن با مشکل مواجه شده است. در قصه ها نو یسنده می خواهد خواننده را به یک شناخت برساند و این حق درک را به خواننده می دهد که خودش فکر کند  و گاهی با دوباره خوانی قصه شخصیت های داستان و چهره های حقیقی آن هارا از میان غبار پنهان شده پیدا کند و بعد به صورت سیاه و سفید یا قرمز آدم های هر داستان را رنگ آمیزی کند. یکی ازمشخصه های حائز اهمیت برای یک نویسنده داستان کوتاه، دیالوگ نویسی است. معیارکوتاه بودن جملات و ایجاز بودن آنها در کنار نشان دادن و به تصویر کشاندن بیشترین حالت ها و یا حرف ها در دل یک گفتگوی ساده از پارامتر های بسیار دقیق یک دیالوگ است. چنان که حالت های متفا وت آدم های قصه را می توان با یک عبارت کوتاه در دیالوگ به خوبی نشان داد و از مستقیم نشان دادن و یا گفتن حرکت ها ابا نمود. و ما در این مجموعه، چنین معیار هایی را می توانیم در بعضی از قصه هایش بیابیم. دیاکوگ های جان دار که نشان می دهد نویسنده بسیار هوشمندانه ود قیق از آن ها استفاده کرده است.کی میگه دیوونست؟/ مرغ ماهی خوار/ و یا در قصه مثل هزار سال که در ماندگی، سر در گمی و اضطراب دختر قصه و حیرانی مادر توی دیالوگ ها به خوبی جا سازی نمو ده ا ست.
داستان های این مجمو عه اصولا دارای یک لایه زیرین می باشد که خواننده با هر بار خواندن داستان به یک شهود تازه و شناخت بهتر از فضای حاکم بر آن می رسد.
در این مجمو عه، تکرارآدم های قصه را می توانید در هر داستانی بیابید. شخصیت های متنوع و یا متفاوت را نمی یابید. زن های داستان اکثرا تحصیل کرده و با فرهنگ هستند و یک جور هایی مانند هم هستند. که شما حتی تکرار بعضی از نام ها را در داستان ها می ببینید. مانند به گل سحر و یا یک زن نو یسنده. فضای قصه ها اکثرا یک روند دارند. بسیاری از مسائل قصه های قبلی را در داستان های بعد می توانید پیدا کنید یا چیزی شبیه به آن را. که این ها به مجمو عه داستان لطمه وارد نمود ه است. نکته دیگر این که مجموعه مرغ ماهی خوار، یک سیر مسخصی را دنبال نمی کند. داستان ها مانند یک پازل هستند که باید این پازل تا آخرقصه چیده شوند و به اتمام برسند آن هم با کمک خواننده اما در پایان خواننده متوجه می شود یک سری قطعات پازل کم است هر چه قدر می گردد و دو باره خوانی می کند نمی تواند آن ها را بیابد. قطعات را می چینند اما چند تای دیگر را نمی تواند پیدا کند. داستان ها در یک فضای تاری گم می شود و فضا ها یک دستی خود را در پایان از دست می دهند به طور مثال، در داستان خوب زندان من خواننده با یک آشفتگی روبرو می شوددر پایان. داستان به صورت نامه شروع می شود اما سر رشته اش و یا سیر خطی داستان که از ابتدا شروع شده است در اواسط قصه گم می شود و داستان دیگر به آن حالت بر نمی گردد. اصولا پایان های داستان های این مجموعه با چنین مشکلی روبرو است و گاهی بعضی ازداستان ها را در همان حالت طرح بیشتر نمی بینید که نویسنده فرصت رشد دادن را به آن ها نداده است. هر چند داستان هایی که اخیرا نویسنده این مجموعه ارائه نموده است بسیار قابل تامل تر و با معنا تر است. و متفاوت با قصه های قبلی در خاتمه نویسنده این مجموعه را باید دوباره بازنویسی کند و با دست مایه ای پر بارتر آن را وارد بازار ادبیات ایران نماید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره کیانی |