تبليغاتX
داستان کوتاه

بازی

بدو...بدو اما بپا نخوری زمین. چون اگه بخوری زمین آقاجون که ایستاده پشت سرت میگه: (امیرعلی دوباره زمین خوردی؟) اونوقت نمیاد دستتو بگیره و از روی زمین بلندت کنه. دولاشه و لباس‌هاتو بتکونه بگه: (طوری نیست پسرم) وادارت می‌کنه که خودت بلندشی. اول چند دقیقه‌ای بدون اینکه حرف بزنه یا پلک تکون بده فقط ینگات می‌کنه بعد میاد جلو می‌ایسته روبروت، زل می‌زنه تو چشات. میگه: (چرا معطلی پاشو، پاشومرد؟) اگه دور خودت بتابی بگی خسته‌ام یا معطلش کنی، میگه: (بازی بس) اخم می‌کنه، قیافه می‌گیره، کت و کلاهشو بر می‌داره و میره ولی اگه سریع از جا بلند بشی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره کیانی |