![]() |
![]() |
|
|
بوي بچگي نشسته ام عقب كنار جهانگير پسرم. بهادر انگار نشسته طرف ديگرم. فرنگيس عروسم نشسته است جلو كنار هرمز. هرمز پشت رل تكيه داده به صندلي خودش. هرمز فرمان را در دست دارد. فرمان را با دست هايش مي چرخاند. هر چند دقيقه يك بار آينه بالاي سرش را تكاني مي دهد و خيره مي شود به آن. دنده را هم تند جابه جا مي كند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط زهره کیانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این پایگاه اینترنتی به معرفی یکی از داستان نویسان شهر اصفهان و آثار وی می پردازد.
|
| پیوندهای روزانه |
|
صداهای این گوشه ها ديوارهاي كودكي آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1390 اسفند 1388 دی 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نويسنده مجموعه آثار داستان كوتاه مجموعه مرغ ماهيخوار مجموعه مثل بختك کتاب من شیمیایی شده ام |
| پیوندها |
|
RSS
|